سيد محمد كمره اى
534
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
كدورتى واقع نشده و هميشه از اخلاق او و صحت و كفايت او در همهجا تمجيد و طرفدار بوديم . اگرچه بنده و او دو مرتبه آن هم براى مطالب غير شخصى بينمان به اوقاتتلخى كشيد اما بين او و مساوات هيچ كدورتى واقع نشده ، مىداند مساوات سه سال است دربهدر شده و عيالاتش در اين سه سال معاش منظمى نداشته است و خود مساوات هم چيز مرتبى ندارد كه بفرستد يا آنكه نمىتواند بفرستد . من هم يك نفر هستم كه از جريان كارهاى دولتى و دخلى كنارم . فقط بتوانم معاش خود را بگذرانم و بارم را روى دوش كسى تا جان دارم نمىگذارم . اما بار غير را هم قدرت ندارم روى دوش خود بگذارم ، يك نفر خواهرم هم تنها نيست كه به خانهام بياورم ، خود او پنج اولاد و يك نفر كلفت [ دارد ] . چطور من بتوانم يك ماه هم تكفل آنها را بنمايم . جناب دبير الملك مدتها حاكم و وزير ، ابدا بهروى خود نمىآورد كه اين رفيق جانجانى من كه سه سال است دربهدر است و هفت نفر از او باقى مانده ، اقلا يك يادى و يك كمكى موقتا به عيالات او بنمايم . همينقدر مىبيند اولياى امور حاليه اتباع هر عنصر غالب چه انگليسى ، چه روس ، چه عثمانى ، چه ايرانى كه با مساوات بد هستند او هم حقيقتا بد مىشود . اين است حال ابناى زمان . با من هم قسمى رفتار مىنمايد كه من ملزم به كنارهگيرى از او بشوم . آن وضع سلوكش در انتخابات ضد تشكيلى و تشكيلى كه آنهمه با ماها بدرفتارى كرد و از ما تحت تشكيليون كه خودش سابق از افراد آنها بد مىگفت مىخورد و اشخاص كه به كمك ماها رأى مىدادند آنها را به حرف مدعيان ما توقيف و تهديد و مفتضح مىنمود . يك نفر از ضد تشكيل را در انجمن انتخابات نگذاشت عضو شوند و از تشكيليون در حوزههاى انتخابات وارد نمود . اگر بنده شخصا در موقع حكومتش معرفى يك شخص درستى را مىنمودم قبول نمىكرد ، حتى رسما يك دفعه گفت چون تو توسط مىكنى قبول نمىكنم و هرچه سايرين از اراذل ناس به او مىگفتند در عزل و نصب و جرم و جنايت و عفو و بخشش فورا اطاعت مىكرد . بس است ، بهتر فراموشى است و در اين كتاب مستور خواهد ماند . بعد بر حسب استخاره به نظميه خدمت ارداقى و عماد رفته قدرى اظهار كوچكى و ذلت خود را خدمتشان نمودم . گفتند ما تكليف خودمان را نمىفهميم . بعضى مىگويند كه عدهاى از ماها ده سال حبس و بعد از آن ده سال تبعيد . بعضى